دو فرشته ی مسافر

دو فرشته ي مسافر در منزل ثروتمندي توقف كردند تا شب را در انجا بگذرانند. ان خانواده گستاخي كردند و اجازه ندادند فرشته ها شب را در مهمانخانه ي داخل امارت بگذرانند. بلكه به انها فضاي كوچكي از زير زمين را اختصاص دادند.   

 همان طور كه فرشته ها مشغول آماده كردن بستر خود  روي زمين سخت بودند. فرشته ي پير سوراخي در ديوار ديدو روي آن را پوشاند. فرشته ي جوانتر علت را پرسيد. و او گفت:چيزها هميشه ان طور نيست كه به نظر مي رسند. شب بعد فرشته ها به خانه ي زوج كشاورزبسيار فقير، امامهمان نواز ي رفتند. پس از صرف غذاي مختصري كه داشتند، ان زوج رختخواب خودشان را در اختيار فرشته ها قرار دادند،تا شب را راحت بخوابند.

 صبح روز بعر فرشته هاآن زن و شوهر را گريان ديدند.تنها گاوشان ،كه شيرش تنها ممر در امدشان بود در مزرعه مرده بود.فرشته ي جوان به خشم امد. وبه فرشته ي پير گفت:چه طور اجازه دادي چنيناتفاقي بيفتد؟ مرد اولي همه چيز داشت، با اين حال تو كمكش كردي.

خانواده ي دومي چيزي نداشتند اما همان را هم با ما تقسيم كردند ، وبا اين حال تو گذاشتي گاوشان بميرد.

 فرشته ي پير پاسخ داد:چيزها عميشه ان طور نيستند كه به نظر مي ايند . شبي ما در زير زمين امارت بوديم متوجه شدم كه در سوراخ ديوار طلا پنهان كرده بودند. از انجا كه صاحب خانه ط.اع و بخيل بود و مايل نبود ثروتش را با كسي شريك شود، من سوراخ را بستم و مهر كردم تا دستش به ان طلا  نرسد.  

شب گذشته كه در رختخواب ان كشاورز خوابيده بوديم فرشته ي مرگ به سراغ همسرش امد. و من  در ازا گاو را به او دادم 

چيزها انطور نيست كه به نظر مي رسند.  

هنگامي  كه اوضاع ظاهرا بر وفق مراد نيست اگر ايمان داشته باشيد بايد توكل كنيد.  

و بدانيد كه همواره هر چه پيش مي ايد به نفع شماست. فقط ممكن است تا مدت ها حكمتش را نفهميد

مطلع تمام شعر هایم

سلام بر تو اي مطلع تمام شعر هايم

تو بهار بوديو من در بهار تو را ديدم

ان زمان كه نسيم شاخه هاي نازك بيد را نوازش مي داد

و نگاه من در جادهي انتظار

تا نسيمي از روي يار

و تو ان نويد نوراني بودي در سراغاز اشعارم

قايقم را در درياي مهرت شناور كردم

و ارامش را در تو يافتم .

وبا تو پرواز در اشمان خيال را تجربه كردم

و ناگهان طوفان درهم پيچيد اين قايق لرزان به روي اب را

و شكستم در تلاطم زمان

و جدا شد دلهاي ما در ساعت زمان

و خاطرت بتي شد در دلم

روزها و شبها

تا با تو سخن بگويم در تنهاييم

بهد از فصلي دوباره تو را يافتم

اما حالا بايد اين بت را شكست

تا دوباره رها شوم در ميان ابرها

تا دوباره دستانم پرواز را تجربه كنند

تا اوج بگيرند از زمين

تا ..........................................

نامه به امام زمان

كليپ زيبا از احسان خواجه اميري   نامه اي به امام  

http://www.iravertex.com/clip.asp?id=308#tell

عادت  كه نتيجه اي  بجز غم نداره

در این حال بود كه صدای روباه را شنید.روباهگفت :سلام    شازده كوچولواطراف را نگاه كرد وكسی را ندید ولی محترمانه سلام كرد.صدا گفت:من اینجا هستم.درست زیر درخت سیب......شازده كوچولواو را دید وگفت:تو كه هستی؟ چقدر خوشكلی روباه گفت:من روباه هستم.شازده كوچولو به او گفت بیا با من بازی كن .من خیلی تنها هستم.روباه گفت:من نمی توانم با تو بازی كنم . چون اهلی نشدم ام.شازده كوچولو گفت:ببخشید.اهلی كردن یعنی چه؟روباه گفت:تو اهل اینجا نیستی. دنبال چه می گردی؟شازده كوچولو گفت:مندنبال ادمها هستم./:اهلی كردن" یعنی چه؟روباه گفت:ادمها تفنگ دارند وشكار می كنند. این كارشان ازار دهندهاستۀمرغ وماكیان هم پرورش میدهند واین تنها فایده شان است.تو دنبال مرغ میگردی؟شازده كوچولوگفت: من دنبال دوست هستم .نگفتی اهلی كردن یعنی چه؟روباه گفت:اهل كردن چیزی است كه آدمها ان را فراموش كرده اند یعنی ایجاد علاقه كردن.ایجاد علاقه كردن؟روباه گفت: بله تو الان برای من یك پسر بچه هستی مثل صدها هزار پسر بچه ی دیگر نه من نیازی به تو ندارممن هم برای تو روباهی هستم مثل صدها هزار روباه دیگر .ولی اگر تو مرا اهلی كنی هر دو به هم نیازمند خواهیم بود. تو برای من یگانه میشوی ومن برای تو در همه عالم یگانه میشوم.............   

روباه خاموش شد ومدتی به شازده كوچولونگاه كرد.وگفت:لطفا مرا اهلی كن:شازده كوچولو گفت:خیلیدلم می خواهد ولی من وقت زیادی ندارم.من باید دوستانی پیدا كنم وخیلی چیزها هست كه من باید بشناسم. روباه گفت:هیچ چیز را تا اهلی نكرد های نمی توانی بشناسی. ادمهادیگر وقت شناختن چیزی را ندارند.وچیز های حاضر وآماده را از مغازه می خرند.اماچون مغازه ای نیست كه دوست بفروشد همه ماند ه اند بی دوست. تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی كن.شازده كوچولو پرسید:بگو  برای این كار چه باید كرد؟روباه پاسخ داد: بایدحوصله كرد.تو اول كمی دورتر از من لای علفها می نشینی .من از گوشه چشم نگاهت میكنم وتو حرفی نخواهی زد.تمام سوئ تفاهم ها ناشی از زبان است.ولی تو هر روز می توانی كمی جلوتر بیایی. فردا شازده كوچولو امد.روباه گفت: كاش همان وقت دیروزی می امدی. تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه كم كم خوشحال خواهم شد. وهر چه وقت بگذرد احساس شادی من بیشتر خواهد شد .ساعت چهار كه بشود هیجانزده خواهم شد وان وقتاست كه احساس خوشبختی میكنم. ولی اگر هر روز یك ساعت نا معلوم بیایی من شادی پیش از امدنت را حس نخواهم كرد.......... 

به این ترتیب شازدو كوچولو روباه را اهلی كرد ووقت وداع رسید روباه گفت:آه من بسیار گریه خواهم كرد .شازده كوچولو گفت:من تمنایی ندارم. من كه بد تو را نمی خواستم. تو خودت خواستی كه اهلی ات كنم.........روباه گفت:درست است.شازده كوچولو گفت:باز هم گریه خواهی كرد؟روباه گفت :البته شازده كوچولو گفت:پس اهلب شدن هیچ سودی برای تو نداشت.روباه گفت:نه این طور نیست. گندم زار مرا به یاد تو می اندازد .پس اهلی شدن برایم سودمند بود.وقتی شازده كوچولو به دیدن گلهای سرخ مغرور رفت به انها گفت شما هیچ نیستید. كسی شما را اهلی نكرده.شما هم مثل روباه من در اولین دیدارمان هستید.در ان موقع او برای من هیچ فرقی با روباههای دیگر نداشت. اما من واو با هم دوست شدیم حالا هیچ روباهی جای او را برای من نمی گیرد. گلهای سرخ سخت رنجیدند. و شازده كوچولو رفت. اما نمي دونست كه با دل روباه چه كرداگر فهميدي برام بنويس

دوبیتی   هدیه به تو که بهترینی

روشني بخش دل تنگ مني 

برگ زرين گل زرد مني 

روح رخشانو جمالي و كمال

تو همه اب حياتي و اهنگ مني 

  

 

در باغ ارزو هايم گل بهار تو بودي  

درون دريايم در گهر بار تو بودي 

اگر چه لحظه هاي تلاطم بدون تو گذشت 

هر انچه بود و نبودم در ارزو هايم تو بودي 

 

 

اي كه بهترين نگاه در درون نگاه بهاريم بودي 

 اي كه اسمان ابي روح پر از تلاطمم بودي

در اندرون من خسته دل كه اشوب است 

 هميشه راحت جان و نوازشم بودي 

 

دل انگيز بودي و من با تو بودم 

وليكن در تو من تنها نبودم 

 هر انچه خواستي با من تو كردي ، با دل من 

و ليكن من بجز تو با دل ديگر نبودم

شقایق نشدی

): پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است