عیدت مبارک گلم

همه جا زيبا شد

 دل من ، دل تو دريا شد 

 در كنار همه ي سفره ي زيباي خدا

يك يك از جنت زيباي خدا

 سبزه و ماهي و سنجد

 همره سنبل و ،سيرو ،سمنو

سكه اي همره آب

و كنارش سيبي كه پر از عطر بهشت و نور است 

 از برايت چيدم

 تو بيا با لب خندان و پر از ياد خدا

سبدي پر كن از اين رحمت زيباي و پر از عزت و جاه

اين همه هديه ي من از براي تو كه چون برگ گلي

مهربان و خوش رنگ

 پر شبنم ،پر احساس نسيم

گل من سبز بمان در اين باغ

كه سحر نزديك است

و صدايي از دور

 كه تو را مي خواند

 اين سبد گل همه ارزاني تو

و دعايم هر روز همره  راه و نگهبان وجودت بادا

شاد باشي و هميشه شادان

 همه روزت نوروز

 گل رويت خورشيد

 دست حق يار تو باد

 حق نگهدار تو بادمیدونی

یا مقلب القلوب

سلام و صد سلام به شما بهاریان عزیر و تبریک . تهنیت به مناسبت این فصل زیبا . امیدوارم با شروع این فصل شما هم متحول و بهاری شوید . من که کارهای عیدم رو انجام دادم . و منتظر رسیدن بهاره خانم هستم . قدمت مبارک بیا . 

اینم از تخم مرغای هفت سینم ببینید چقدر شادن 

عیدتون مبارک

خداي من، يك سال گذشت هرچه كردم، ديدي و هرچه بخشيدي و عفو كردي، نديدم.

خداي من، هراسان شدم، پناهم دادي، بيمار شدم، شفايم دادي.

آرامش و امنيت كه رسيد، طبيب و پناه را از ياد بردم.

خداي من،‌يك سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سيصد و شصت و پنج روز و ......

چگونه است كه رهايم نمي كني؟

اين چه رسم خدايي است؟

خداي من، آواز ملكوتي «‌ يا مقلب القلوب و الابصار » مي آيد.

تو مرا مي خواني كه بخوانمت؟

اين منم با حسرت سالهاي رفته « يا مدبر الليل و النهار »

اين منم با هزاران اميد به سالهاي پيش رو «‌ يا محول الحول و الاحوال »‌

خداي من توفيق بندگي عنايتم فرما.

التماسم را بشنو: « حول حالنا »

خداي من آرزويم چه شد؟ « الي احسن الحال »

خوب من؛

خداي من؛

تقديرم را مبارك گردان

« آمين يا رب العالمين »

---------------------------------

بار الهي چشمانم در بي كرانگي آسمانت، چشم به راه بخشايش توست.
بار الهي درياب مرا در تلاطم  زندگاني.
و درياب هراسهايم را از بودن يا نبودن.
بار الهي ببخشاي به من دلي به وسعت آسمانها.
تا با آن، به دنياي كوچكم بنگرم.
تا هرگز از راهي به سوي تو نيايم كه تو نخواهي.
بار الهي بياساي انديشه  مرا تا بياسايم در آغوش بي دغدغه تو؛
كه جز تو معبودي نيست.

خود را می سپارم به مشیتت تا آسمانهای فردوست را لمس کنم.

یک ستاره کوچک در کتاب پر حکایتت 

خدای من

همیشه دلیلی برای خندیدن و شاد بودن هست . و چه دلیلی بهتر از این که هنوز خیلی ها  منتظر خنده ی  ما هستم تا با اون زنده باشن و شاد  پس به خاطر کسایی که دوسشون داری شاد باشو بخند و خدا رو به خاطر این همه بهانه برای شاد بودن شکر کن   چون تو بهترین و با شکوهترین مخلوق خدایی

  خدای من این  عزت مرا بس که بنده ی توام . واین افتخار مرا کافیست که تو پروردگار منی. تو انچنانی که دوستت دارم . انچنانم دار که دوست میداری

شعری از اقای شایا تجلی

دختر ماه اسفند ، پری اشك و لبخند
آیینه ی پرستش ، قداست یه سوگند

نقاشی قشنگه ، دستای آفرینش
وای كه چه چیزی چیده ! دستای خوشه چینش

تو باغ سبز چشمات ، شعله جوونه كرده
خورشید تن طلایی ، پیش تو سیب زرده

آدمكای برفی ، می ترسن از نگاهت
ستاره ها می سوزن ، تو چشمای سیاهت

تو اومدی و بازم ، جاده تو رُ قدم زد
لالایی قدمهات ، خواب گل بهم زد

شایا تجلی
كتاب تولدت مبارك

هدیه

دفتر  خاطراتم

 پاك و سپيد همچو برف

 ساكت و آرام و صبور 

 و هر روز مي نويسم با قلم احساسم بر برگه هاي سپيدت

و شروع مي كنم به نوشتن به نام صاحب قلم و لوح

ونوشتن تمام  لحظه هاي گرم وسرد را  

شبها و روزها، با تو و بي تو

از ابتدا كه تو بودي ،تا انتها كه از ان توست

پدر و مادر

 پدر به رنگ ابي دريا پر نعمت و لطف

 با دستاني پر سخاوت 

 و مادر به زنگ سبز  زمين و جنگل

اميد و زندگي ،رحمت و بخشندگي

و پر بود فصلهاي زندگيم از گلهاي خوش بو

و گاهي  در ميانشان بوته هاي گزنه ي وحشي

 كه مي سوزاند دستانم را

و تو هم در اين گلستان بودي به زيباترين رنگ

 به رنگ عشق

مثل رودخانه اي بودي در  رگهاي خشكيده ام

 و مثل باران بهاري بر جوانه هاي نو رسته

تو خورشيذ بودي براي من در روزهاي سردم

و حالا همه چيز مني 

 روح و روانم و آرامش جانم

وقتي تو در چشمانم هستي و من در اينه ي چشمانت

 ديگر مني باقي نميماند  

و تنها ما ميشويم

هديه به محمد عزيزم