مادرم

 دستانت بوي بهار را مي دهند

 عطر بهار نارنج

 رنگ دريا و لطافت جنگل

 عطر شكفتن دوباره ،بوي نسيم همچون ترانه ي آب بر سبزه ها و شاخه ها

عطر رازقيت هميشه در مشامم جاريست

سالها گذشت و من همچون شاخه اي جوان

 از تو جدا شدم

و در گوشه اي با درختي پيوند خوردم

اما هنوز جان و دلم در هواي توست

از اين راه دور تو را مي خوانم

تويي كه بهشت خدا زير پاي توست

در جايي خوانده بودم

 پا هاي تو بوي بهشت مي دهد

 و خوش به حال كساني كه هر روز بر جايي قدم مي نهند كه تو در انجا قدم مي زني

 بر پاهايت بوسه مي زنم كه كليد و ره گشاي بهشتي

هر چند از تو دورم اما دنيايم تويي

مادرم