دلم پر کشیده
![]()
دوباره دلم پر كشيده سوي تو
هر لحظه هر زمان تا بي انتهاي جان
من با تو تو بي من و من تنها ترين
جانم جداشدهاست اي جان زه جسم و بين
اي نازنين بهانه ي من اي نديده روي
اي خوش تر از هر چه خدا بيافريد
تو در تمام لحظه ي شعر عاشقم
بودي و من نديدمت تا انتها ترين
اي روح من اي جان بيا دمي كنون
تا بنگرم به رخت اي گل زمين
اي عيسي جان و روانم كجا شدي
يك لحظه اي بيا تا بنگرم در وجود خويش ![]()
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 6:2 توسط ماه بانو
|
برایت یک بغل گندم