بهار زندگيم
بهار جوانه زدن در فصل خزان
و رشد دوبارهي شكوفه هاي زندگي
در هر فصل و زمان تو فقط با من باش
فقط مرا فراموش نكن
تنها تويي كه هميشه با مني
در تمام پيچ و تاب كوچه هاي زندگي
دست در دست هم ، با هم
در امتداد يك خط مستقيم
در كوچهي زندگي
پلاك عشق
زنگ را بزن
تا در را برايمان باز كنند
وارد شو
دستانت را از دستانم جدا نكن
مرا رها نكن
كه محتاج دستان گرمت هستم
هر روز از ترس جدايي نمي خوابم بي تو چه كنم
نكند اين شكوفه هاي لبخند بر روي لبانمان خشك شود
نكند تو
خدا نكند
هر چه هستي مال مني پس با من باش تا بمانم
8/8/86
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان ۱۳۸۶ ساعت 7:58 توسط ماه بانو
|
برایت یک بغل گندم